زیارت
حاج اقا پیراهن و شلوار سفید پوشیده بود.مو هایش را از ته زده بود و کلاه نخی سفید ش
سر نوه ها بود که توی اتاق ها دنبال هم می کردند .
گفت : جا ی شما خالی ، خدا نصیب همه بکنه ، واقعا هیچ جای دنیا مث اونجا نمی شه .
دیدی می گن اگه یکی یه بار بره دلش می خواد همش بره اون جا؟ راس گفتن به خدا .
من که ا زهمین حال دلم تنگ شده ، هر شب کباب . هر شب کباب.
سیب می دادن نه از این سیبا ، سیب لبنان، درشت گاز می زدی آبش می پاشید
یه متر اون طرف تر ! موز می دادن یکی این قد ر! خدا نصیب همه بکنه ایشالا .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۶ ساعت 15:40
توسط مرجان فولادوند
|