حاج اقا پیراهن و شلوار سفید پوشیده بود.مو هایش را از ته زده بود و کلاه نخی سفید ش

 سر نوه ها بود که  توی اتاق ها دنبال هم می کردند .  

گفت : جا ی شما خالی ، خدا نصیب همه بکنه ، واقعا هیچ جای دنیا مث اونجا نمی شه .

دیدی می گن اگه یکی یه بار بره دلش می خواد همش بره اون جا؟ راس گفتن به خدا .

من که ا زهمین حال دلم  تنگ شده ، هر شب کباب . هر شب کباب. 

 سیب می دادن نه از این سیبا ، سیب لبنان، درشت گاز می زدی آبش می پاشید

 یه متر اون طرف تر ! موز می دادن یکی این قد ر!  خدا نصیب همه بکنه ایشالا .