کابوس
چشم ها باز بودند . نمی توانست ببنددشان.
چشم ها پلک نداشتند. موریانه ها جویده بودندشان؟
پلکی نبود تا چشم ها را بپوشاند . از عذاب دیدن خلاص نمی شد.
نه می توانست بمیرد نه چشم فرو بندد. امیدی نبود.
حتا کرم ها و موریانه ها مردمک هایش را نخواهند خورد ،
بس که این چشم ها تلخ اند،
تلخ اند و تا ابد باز خواهند بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۸۷ ساعت 18:36
توسط مرجان فولادوند
|