چشم ها باز بودند . نمی توانست ببنددشان.

 چشم ها پلک نداشتند. موریانه ها جویده بودندشان؟

 پلکی نبود تا چشم ها را بپوشاند .  از عذاب دیدن خلاص نمی شد.

نه می توانست بمیرد نه چشم فرو بندد. امیدی نبود.

 حتا  کرم ها و موریانه ها مردمک هایش را نخواهند خورد ،

بس که این چشم ها تلخ اند،

تلخ اند و تا ابد باز خواهند بود.