ایمیلم ،نظرات خصوصی این جا و تلفن های دوستانم پر است

از تشویق و دستور اعتراض به لایحه ی حمایت از خانواده.

 کاش می شد با خیال راحت اعتراض کرد اما این جا ایران است

و هیچ چیز هیچ وقت  یک رویه و روشن و مطلق نیست.

 

 ماجرا وقتی شروع شد که  شورای نگهبان بند مربوط به

مجازات ازدواج مجدد مردان بی اجازه ی همسر اول را مورد

 باز بینی قرار داد . تا ان زمان مجازات این عمل زندانی شدن

 مرد و عدم ثبت رسمی ازدواج دوم و غیر قانونی شمرده

شدن آن بود. اما شورای نگهبان زندانی شدن مرد را خلاف

 شرع دانست و این بخش از قانون حذف شد. اما غیر

قانونی بودن ازدواج مجدد (بی اذن همسر اول) باقی ماند.

نتیجه ی این تصمیم به وجود آمدن لیست سیاه پنهانی

از زنان دوم یا چندم و فرزندانشان شد که قانون هیچ

حمایتی از آن ها نمی کرد. ازدواج این زنان قانونی نبود

 – پس نمی توانستند حقی( نفقه مهریه ارث)  مطالبه کنند.

 حتا برای گرفتن شناسنامه با نام پدر برای فرزندشان دچار

 مشکلات بسیار می شدند.

در واقع این جا هم زن بهای هوس بازی مرد را می پرداخت

و به سختی مجازات می شد .

 

دولت در یک حرکت انقلابی نبوغ آمیز لایحه ای  را به مجلس

 فرستاد که   برای حمایت از خانواده و رفع این مشکل

اجازه ی  زن اول را  برای ازدواج مجدد حذف کرده است .

 

یک طرف بچه های بی شناسنامه و مادران  بد نام شده

 ایستاده اند و یک طرف زنان بی پناه و بی دفاع در برابر

 قانون. من به چه چیزی اعتراض کنم؟

 

 به لایحه ای که تصویبش  در حکم ترویج حرمسرا داری

 پولدارار هاست و ردش بی شناسنامه ماندن بچه ها و

 بی پناهی زنان لیست سیاه!

می بینی؟ جایی که من ایستاده ام

ظلم بالسویه یگانه چهره ی عدل است!