تبليغاتX
آدم و خدایانش
 

عصر بود .کوچه خلوت بود. پسرک وسط کوچه با  عروسک خرسی  اش بازی می کرد. دست خرس

پشمالو را گرفته بود و می دوید انگار با عروسک مسابقه دو  گذاشته بود.مو هایش کوتاه و فر فری

بود فکر کردم کف دست آدم را قلقلک می دهد.  گفتم سلام آقا فرفری! ایستاد . لب ورچید. گفتم

هم آلان است که بزند زیر گریه . پا تند کردم و دور شدم که آرام شود.

فردا عصر نشسته بود روی پله های خانه شان. خرس را بغل کرده بود. از دور ترین فاصله ی ممکن ،

از کنار دیوار رد شدم و حواسم بود که حتا نگاهش نکنم. چند قدم که دور شدم،  صدای نازکی

 از پشت سرم گفت: سلام آقا فلفلی!

 

+ نوشته شده توسط مرجان فولادوند در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:55 |
 

اردوی دانش آموزی بود،  رامسر یا باغ رود نیشابور؟ هردو برگزیده های بخش داستان بودیم.

من دفتر نوری داشتم با جلد قرمز که پر بود از  قصه ها ی نیمه تمام و تمرین های ریاضی

 و زبان و سیاه مشق های خط و جا به جا سیاه شده از گرده ی طرح های ذغالی و

خام دستانه که همکلاسی ها کنارش یادگاری  و شماره تلفن نوشته بودند .

 نفیسه اما سر رسید داشت، کرمی یا سبز کم رنگ. با اتود پنج دهم نوک سخت می نوشت

ریز و یک دست. قصه ، جمله هایی از نهج البلاغه، شعر و خاطره ی شب های بمباران و

پناه گاه. من خواندن آن ها را دوست داشتم . و بعد از آن  که هر کدام برگشتیم شهر

خودمان،  تا سال ها خواندن نامه هایش را  .

من، هنوز دفتر هایم پر است از قصه های نا تمام که آخر هر صفحه اش طرح  دیگری است

 که شتابزده  و بد خط نوشته ام و  نفیسه هنوز تا قصه ای را " درست" نکند دست از سرش

بر نمی دارد.  سر رسید کرمی اش را نمی دانم کجاست اما این روز ها این جا می نویسد و من

هنوز ازخواندنش لذت می برم.

اسم قصه ای که در آن اردوی دور نوشته بودم یادم نیست. اسم قصه ی نفیسه " بغض ابری"بود.

 

+ نوشته شده توسط مرجان فولادوند در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:3 |
ببينيد

 هیلاری کلینتون گفته بود در صورتی که ایران به اسراییل حمله کند ایران را از روی زمین

 محو می کنیم. نگفته بود حکومت ایران یا مثلا جمهوری اسلامی، گفته بود ایران  .

و من یاد  هفت سینی افتادم که نوروز امسال در کاخ سفید انداخته بودند به نشانه ی گرامیداشت

آغاز سال نوی ایرانیان. عکس  را سایت رسمی همان جا گذاشته بود در خبر هایش.

 

+ نوشته شده توسط مرجان فولادوند در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:21 |